تبليغاتX
فرکانس برتر

+ نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 9:12 توسط ღ زهره بهتاج ღ |

 

  ليله الرغائب

شب  آرزوها ، شب نجواهای عاشقانه بنده با خدا

شب خواستن تمام خواسته ها ، شب شیرین دعا

شب همراه بودن با تمام ملکوت و شب .................

شب دعا کردن برای آمدن آن گل خوشبوی یاس و رسیدن به صبح ظهوری که نورش افق آسمان را میشکافد. 


نور فانوس ها با ستارگان آسمان به رقابت نشسته اند و صداي زمزمه مناجات شبانه به گوش مي رسد.

باران نم نم مي بارد و ديدگان تر آسمان ، به پيشواز اشك ها آمده اند...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 11:4 توسط ღ زهره بهتاج ღ |

  

شبكه راديويی جوان با برنامه‌های كوتاه يك تا پنج دقيقه‌ای با نام «ايستگاه‌های صوتی» از جمله پخش «آيه‌الكرسی» تلاش موفقی را برای انتقال مفاهيم دينی و قرآنی به شنوندگان خود داشته است.

 

راديو جوان از دو سال قبل با تلاش يك تيم برنامه‌ساز توانست برنامه‌های يك تا پنج دقيقه‌ای «ايستگاه‌های صوتی» را توليد و پخش كند.

 فهرست برنامه‌های ايستگاه صوتی

سلام به 14 معصوم، آية الكرسی، ما از خدای گم شده‌ايم، بازگشت، اميد و اقتدار، صلوات، يادمان دفاع مقدس، لحظه ديدار، غروب نزديك است، امروز چندمه و من، تو، او ويژه انتخابات

اين «ايستگاه‌های صوتی» از تركيب الحان و نغمات دينی با جملات امام (ره)، مقام معظم رهبری و... تشكيل شده است.

ساخت معنايی منسجم در جهت رسيدن به افق دينی، بهره‌گيری از تجربيات حسی و عاطفی مخاطبان، نشانه‌سازی برای ايجاد رفتاری شخصی و اجتماعی با تكرار دقيق ايستگاه‌ها در زمان مشخص و استفاده از نشانه‌های صوتی، بهره‌مندی از تلنگر با آشنايی‌زدايی نيازهای روزمره و توجه دادن به نكات معنوی فراموش‌شده، تركيب بديع عناصر صوتی، ايجاز و تنوع برنامه‌ها و... از ويژگی‌های اين ايستگاه‌های صوتی است.

منبع:خبرگزاری قرآنی ایران

+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 10:15 توسط ღ زهره بهتاج ღ |

 

یادم باشه فردا کتاب آموزش طراحی رو برای لیلا ببرم. آه چقدر از بیرون صدا میاد. این یارو هم ما رو کشته با این دزدگیر ماشینش... ساعت چنده؟ باتری این ساعت هم که تموم شده... وای 5/10 شبه!

چه قدر گشنمه! نه به الهام که مامان براش  کاسه کاسه پسته و لیوان لیوان شیر می آره. نه به من که سر شب یکم عدس پلو خوردم والان... با اینهمه بی توجهیشون نسبت به من توقع دارن از من یه انیشتین ساخته بشه.آخ آخ آخ به نرگس قول داده بودم براش سی دی بخرم. دیدی یادم رفت؟ فردا که نمی تونم بخرم. باید برم سرکار. اگه شد سرراه براش میخرم....اوه! چقدر هوا گرمه. حالا بااین احوالاتم چه جوری کتابو تموم کنم. تاآخر هفته باید تحویلش بدم. نه اینجوری نمیشه! نور اتاق کمه... بذار پنجره اتاقو باز کنم.آهان! اینم از لامپ!  اصلا توی این کتابه چی نوشته؟ وای بی خیال! حوصله خوندنشو ندارم. کاش برم مهلتشو تمدید کنم الان حسش نیست. بعدا هم میشه خوندش.حتماوقتی برم کتابخونه این دختره فهیمه هم اونجاست.نیست که ازش خیلی خوشم میاد.بذار اصلا بهش فکرنکنم... آخ جون اس ام اس! بازم گلی به جمال تو نرگس خانم.بازم معرفت تو که به یادمی!راستی فردا حتما باید برم خرید.همونجا یه دفعه سی دی رو هم واسش میگیرم... خودم چی لازم دارم؟ یه تقویم، یه کیف، یه ... وای خدا سرم منفجر شد .حالا بعدا فکر میکنم. فعلا برم بخوابم.

 

جایگاه همه اینها در ذهن منه!

راستی لابه لای  اینهمه دغدغه که برای خودم ی سازم در شبانه روز واقعا چقدر به اونی که باید فکر می کنم؟

چقدر فکرکردم که اگه هرنفس که نه! لاقل درحد توانم..آره درحدتوانم به یاد اون باشم همه چیزرو خودش هدایت میکنه؟

چقدر به این فکرکردم که اگر اون توکلی که هممون اسمشو راحت به زبون میاریم به مرحله عمل دربیارم همه چیزسرجاش قرار میگیره و اونوقته که حتی اگر از چیزی شاکی هستمو از کسی شکار، بازهم همه چیز زیباست و دوست داشتنی! دوست داشتنی تر از هروقت وهرزمان !

 

+ نوشته شده در سه شنبه 11 تیر1387ساعت 11:15 توسط ღ زهره بهتاج ღ |